الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
80
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
خاموش و بىنور ، از هم كسب نور كنند و هر يك با ديگرى روشن شود بدون اينكه از خارج ، وسيلهاى مثل كبريت داشته باشيم كه با آن ، تمام يا يكى از اين چراغها را روشن سازيم و سپس چراغهاى ديگر را از آن روشن كنيم . پس غيرمتناهى فرض كردن و بلكه غيرمتناهى بودن حوادث و حركات و تغييرات ، آنها را واجب بالذّات و واجب بالغير نمىسازد مگر اينكه علّتى از خارج داشته باشند . پس اگر ما اين چراغها را روشن ديديم ، يقين مىكنيم علّتى كه از خود روشنى داشته و از خودِ اين چراغها نيست ، آن را روشن ساخته است . به عبارت ديگر وقتى اين سلسلهء متناهى يا نامتناهىِ چراغهاى روشن و حوادث و تغييرات را ديديم ، به علّتى كه خارج از سلسله است و نور و وجودش به خودى خود است و سبب روشنى اين چراغها و وجود و حدوث اين موجودات و حوادث است ، يقين پيدا مىكنيم ، و همين است ترجمه و تفسيرى از آيهء كريمهء « أَم خُلِقوا مِن غَيرِ شَىءٍ أَم هُمُ الخالِقونَ » « 1 » و شايد هم اشارهاى باشد به تفسير « اللّه نور السّموات و الارض » . اين برهان اگرچه در ردّ و بطلان اصل تسلسل نيست ولى بطلان تمسّك به تسلسل را در نفى مبدأ - حتّى با امكان تسلسل در خارج - اثبات مىكند و بر اساس قاعدهء « كلّ ما بالعرض ينتهى الى ما بالذّات » و اقتباس و استفاده از آيهء « أَم خُلِقوا مِن غَيرِ شَىءٍ أَم هُمُ الخالِقونَ » است . امّا قسم دوم كه نظر به بطلان اصل تسلسل دارد ، برهان تطبيق و امتناع مساوى بودن ناقص با كامل است . اين برهان به چند وجه بيان شده است :
--> ( 1 ) . طور ( 52 ) آيهء 35 .